منوی دسته بندی

مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام

امامت امام رضا علیه السلام حدود بیست سال به درازا کشید. ده سال نخست، مقارن با زمامداری هارون الرشید بود. امام علیه السلام پنج سال دوم را همراه با حاکمیت متزلزل امین عباسی و پنج سال سوم را در عصر حکومت مأمون عباسی سپری کرد. امام رضا علیه السلام در دو یا سه سال آخر عمر خود، در سرزمین خراسان، به عنوان ولی عهد مأمون عباسی زندگی می‌کرد.بدون شک مسئله ولایت عهدی امام رضا علیه السلام و حضور وی در ایران، به علاوه علاقه مندی مأمون به مباحث علمی، برکات فراوانی را به همراه داشت، از این جهت که حضور امام علیه السلام در مناظرات دربار عباسی که انبوهی از اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان از گروه‌های مختلف دینی در آن‌ حاضر می شدند موجب بیان معارف اعتقادی می‌شد و امام بهتر می توانست آموزه های مهدویت را نشر بدهد. ما در این مقاله می خواهیم آموزه های مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام را مورد مطالعه قرار دهیم.

آموزه های مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام

مهدویت در کلام امام رضا: ولادت حضرت

در توضیحات حضرت رضا علیه السلام نکات متعددی در خصوص تولد حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف می توان یافت. ایوب بن نوح می گوید به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: من امیدوارم که شما صاحب الامر باشید، و خدا امر امامت را بدون شمشیر و خونریزی به شما رساند، زیرا برای شما بیعت گرفته شده و به نام شما سکه زده اند، حضرت فرمود: هیچ کس از ما خاندان نیست که مکاتبات داشته باشد و با انگشت به سویش اشاره کنند و از او مسأله بپرسند و اموال برایش برند، جز اینکه یا ترور شود و یا در بستر خود بمیرد تا زمانی که خدا برای این امر، کودکی را از ما خاندان مبعوث کند که ولادت و وطن او نهانست ولی نسبت و دودمانش نهان نیست. [کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۶۱ – ۳۶۲]

در حقیقت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از ابتدای تولد در غیبت از عموم به سر برده و مردم، شاهد بزرگ شدن او نبوده اند. این ویژگی مایه ی ابتلای جامعه شیعه نیز بوده است؛ زیرا اصل بارداری همسر امام عسکری و همچنین شیرخوارگی و رشد آن امام مورد تردید و انکار قرار گرفت و جامعه شیعی دچار امتحان و ابتلای الهی قرار گرفت؛ برخی از مرگ او گفتند و برخی اصل وجودش را انکار کردند در حالی که چنین غیبت هایی حتی در مورد رسول خدا نیز سابقه داشت. این ابتلا برای کسانی بود که در عصر غیبت زندگی می کردند نه برای آنان که حضور امامان و مرگ آنان را شاهد بوده اند.

از محمد بن ابی یعقوب بلخی نقل شده است که ابوالحسن امام رضا علیه السلام می فرمود:
شما به زودی گرفتار خواهید شد به چیزی که سخت تر و بزرگتر است، به بچه ای که هنوز در شکم مادر باشد و به بچه های شیر خوار گرفتار خواهید شد تا آنجا که گفته شود، غایب شد و مرد و می گویند: دیگر امامی وجود ندارد، در صورتی که رسول خدا (ص) غایب شد و غایب شد و غایب شد و این هم من که به مرگ خودم از دنیا خواهم رفت.[ نعمانی، الغيبة، ص ۱۸۰]

این علامت در روایات دیگر حضرت رضا علیه السلام به شکلی دیگر بیان شده است. در کافی و هدایه الکبری از ایشان نقل شده: «لاری چشمه و لا يتنى اشمه». جسمش دیده نمیشود و نامش برده نمیشود. در نقل هدایه الکبری، دلیل نام نبردن از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف این گونه توضیح داده شده که “تا نامش بر دشمنان مخفی بماند و او را نشناسند”.

شیوه ی دیگری که امام در معرفی نسب امام عصر از آن استفاده کردند تعیین رتبه او در میان نوادگان خویش است. در روایتی از «پدر او به عنوان سومین از فرزندانم» یاد کرده و در روایت دیگری او را به عنوان چهارمین از فرزندانش» معرفی نموده است.

در برخی روایات، امام رضا علیه السلام به وضوح از امام زمان نام برده و پدران، جایگاه و صفات او معرفی کرده است: جایگزین شایسته از فرزندان ابو محمد حسن بن علی و اوست صاحب زمان و اوست مهدی.[ابن الخشاب البغدادی، تاریخ مواليد الائمه، ص 44]
این صراحت در بیان را در سخنان ائمه پیشین نیز شاهد بودیم که البته به علت شدت تقیه کم شمار است.

آموزه های مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام

مهدویت در کلام امام رضا: خصوصیات حضرت حجت

داشتن سیمای جوان با وجود سن زیاد و پیر نشدن با گذشت روزگار

از ابوصلت هروی نقل شده است که به حضرت رضا علیه السلام گفتم: نشانه های قیام کننده ی شما هنگامی که خروج می کند، چیست؟ فرمود: نشانه ی او این است که سالمند است و جوان می نماید به اندازه ای که بیننده اش او را چهل ساله یا کوچکتر می انگارد و از نشانه های اوست که با گذشت روزها و شب ها گرد پیری بر او نمی نشیند تا هنگامی که اجلش برسد.[شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۹۵۲]

قدرت جسمی حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف

امام رضا علیه السلام می فرماید: قائم، کسى است که وقتى ظهور مى کند، در سن پیران و سیماى جوانان است، بدنى چنان نیرومند دارد که اگر دستش را به طرف بزرگ ترین درخت روى زمین ببرد، آن را از ریشه در مى آورد و اگر در کوهستان فریاد زند، صخره ها در هم مى ریزند. عصاى موسى و انگشتر سلیمان را با خود دارد.

امام از توانمندی های حضرت حجت می گوید؛ قدرتی در بدن که بزرگترین درختان زمین در برابر پنجه هایش تاب نمی آورند، قدرتی در حنجره و صدا که صخره ها در برابر فریادش فرو می ریزند. در دستانش عصای موسی است و همه ی شعبده ها و بازی ها را می بلعد. خاتم سلیمان در انگشت اوست؛ خاتمی که نشان قدرت سلیمان بود و ابزار تسلط او بر شیاطین و اجنه. آنها که قدرت هارون و مأمون چشمشان را پر کرده بود و اوج اقتدار را در رسیدن به این جایگاه ها می دیدند باید چنین جلوه های کوچکی از آن مظهر عظمت ها بشنوند تا زرق و برق دنیا از دلشان بیرون رود.

صاحب الامر

او نیز “صاحب الامر” است؛ تفاوت او و پدرانش در این است که او همان کسی است که زمین را پر از عدل می کند همانگونه که پر از ستم شده بود.

آموزه های مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام

مهدویت در کلام امام رضا: غیبت

در سخنان بجا مانده از امام رضا علیه السلام علت غیبت این گونه تعلیل شده است که «لِئَلاّ یَکُونَ لِأحَدٍ فی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إِذا قامَ بِالسَّیْفِ» برای اینکه در هنگام ظهور و قیام به شمشیر، بیعت و عهد و پیمان کسی را بر گردن خویش نداشته باشد.[شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۷۳]

بر عهده نداشتن بیعت ظالمان می تواند به محدود نبودن در چهارچوب حکومتی اشاره داشته باشد و حرکت او را با آزادی بیشتری توأم می کند. در سخنان امام رضا علیه السلام توضیحات ظریفی در خصوص انتظار فرج در عصر غیبت دیده می‌شود.

از حسن بن جهم نقل شده است که از امام رضا علیه السلام در مورد چیزی از گشایش و فرج پرسیدم، فرمود: آیا نمی دانی که انتظار گشایش بخشی از گشایش است. گفتم: نمیدانم مگر آن که تو مرا بیاموزی. فرمود: آری انتظار گشایش بخشی از گشایش است.[شیخ طوسی، الغيبة ص 459]

امام رضا علیه السلام انتظار فرج و گشایش را بخشی از گشایش و فرج دانسته است؛ زیرا فرج و گشایش چهره ای در درون دارد و چهره ای در بیرون. نارضایتی از وضع موجود و درک ضرورت حکومت معصوم و باور به تحقق آن حاصل اتفاق بزرگی است که در درون فرد رخ داده است؛ اتفاقی که حالت و رفتار منتظران را شکل می دهد و به زمینه سازی برای گشایش در جامعه می انجامد. این بخشی از گشایش بلکه از بزرگترین گشایش هاست.

عصر غیبت، عصر تعطیلی امامت نیست تا دست از آنان برداریم به دنبال دیگران بیفتیم و برای توسعه طلبی ها و دفاع از اقتدار آنها بکوشیم، عصر غیبت باید به انتظار روی آورد و برای بازگشت حق به اهل آن کوشید.

از محمد بن عبدالله نقل شده است که به حضرت رضا علیه السلام گفتم: فدایت شوم! به راستی پدر من از پدران شما نقل می کرد که در کشور ما پایگاه مرزی است که به آن قزوین می گویند و در برابر آنان دشمنی به نام دیلم است. آیا رخصت می دهید که در جهاد و در مرزبانی شرکت کنیم؟ و جد شما گفته است: بر شما باد این خانه، پس قصد آن کنید. پدرم سه بار سخنش را تکرار کرده و پدر شما در هربار فرموده است: بر شما باد این خانه، پس قصد آن کنید. و در آخرین نوبت افزوده است که آیا شما را راضی نمی کند که در خانه خود بنشیند و برای عیال خود خرج کند و منتظر فرمان ما بماند؟ اگر آن را درک کند، هم تراز کسانی است که در رکاب رسول خدا به جنگ بدر رفته اند. و اگر در حال انتظار بمیرد، هم تراز کسانی است که با قیام کنندۀ ماست در سراپرده او مانند این دو انگشت شهادت در کنار هم می نشینند. ابو الحسن رضا علیه السلام فرمود: آری راست گفته است، همان گونه است که او در خاطر دارد. [کلینی، کافی، ج 4، ص ۲۹۰]

امام علیه السلام به دو ویژگی دیگر عصر غیبت نیز اشاره کرده است:
۱. بی بهره ماندن از رزق حضور
۲. فراغت از دشواری های ظهور و قیام

آنها که توفیق حضور در محضر ائمه هدایت را داشته اند از سرچشمه نوشیده و بجا شنیده اند. شیعه در عصر غیبت دچار واسطه هاست و گرفتار کج فهمی ها. عصر غیبت دوره تحیر است و تنهایی.

حسن بن علی بن فضال از آن حضرت نقل کرده که امام علیه السلام فرمودند: گویا شیعیان را می بینم که به هنگام فقدان سومین فرزند من، مانند رمه ای کـه بـه دنبـال شبـان مــی گردند سرگردانند و او را نمی یــابند. گفتم: چرا این گونــه است، ای پسر رسول خدا فرمود: زیرا امامشان از آنها غایب شده است. [اب‍ن ب‍اب‍وی‍ه، 1378ه.ق.، ج 1، ص: 273]

اما نباید از نظر دور داشت که حضور امام نعمتی است که با مسئولیتی بزرگ همراه است. او می آید تا جهان سرشار از ظلم و ستم را بشوید و بجای هر باطلی حقی را بکارد. چنین مسئولیت عظیمی بر عهده او و یاران اوست. آمدن او برای یارانش آغاز مسئولیت های تازه ای است که جز با تلاش های سخت و دادن جان و مال انجام نخواهد یافت.

شیعه باید بیاموزد که ظهور چهره ای درونی و چهره ای بیرونی دارد؛ چهره درونی، درک ضرورت حکومت معصوم و باور به تحقق آن است که نارضایتی از وضع موجود را نیز در خود دارد و به زمینه سازی برای گشایش در جامعه – چهره بیرونی – می انجامد. گشایش اول در دسترس است و با آن گشایش های بیرونی نیز نزدیک خواهد بود.

در ضمن ما یک مقاله در مورد آموزه های مهدویت در قرآن هم نوشته ایم، حتما پیشنهاد میشه مطالعه کنید! برای مطالعه اینجا کلیک کنید.

پیشنهاد میشه حتما یک زیارت امام رضا علیه اسلام به جا بیاورید! برای پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام کلیک کنید.

اللهم عجل لولیک الفرج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.