منوی دسته بندی

فتنه های آخرالزمان و راه نجات از آن

فتنه از سنت‌های حتمی خداوند در زندگی بشر است. قرآن در آیات متعددی از بروز فتنه در زندگی‌ انسان‌ و نیز در اجتماع مسلمین خبر داده است. یکی از گناهان بزرگ، فتنه‌گری بین مؤمنان است. این معصیت که گاه در محدوده‌ای کوچک چون خانواده و یا در سطح وسیعی از اجتماع به وقوع می‌پیوندد، از ترکیب چندین گناه چون غیبت، تهمت، دروغ، تجسس، سلب امنیت و… به‌وجود می‌آید. ما در این مقاله قصد داریم به موضوع فتنه های آخرالزمان و راه نجات از آن بپردازیم.

موضوع فتنه های آخرالزمان و راه نجات از آن

مفهوم فتنه در قرآن و سنت

در قرآن مجید، کلمه ی فتنه ده ها بار ذکر شده و در معانى مختلفى به کار رفته از جمله:

به معنی آزمایش و امتحان:

«أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ» آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آوردیم، به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟! [سوره عنکبوت، آیه ۲]

به معنی فریب دادن:

«يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ» ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همکارانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ (امّا بدانید) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند. [سوره اعراف، آیه ۲۷]

به معنى بلا و عذاب:

«يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ (۱۳) ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ (۱۴)» همان روزی است که آنها را بر آتش می‌سوزانند!، (و گفته می‌شود:) بچشید عذاب خود را (۱۳) این همان چیزی است که برای آن شتاب داشتید! (۱۴) [سوره ذاریات، آیات ۱۳ و ۱۴]

به معنى گمراهی:

«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ ۛ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا ۛ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ ۖ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ ۖ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا ۚ وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ ۚ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ»

ای پیغمبر، غمگین مباش از آنان که به زبان اظهار ایمان کنند و به دل ایمان ندارند و به راه کفر شتابند، و اندوهناک مباش از آن یهودانی که جاسوسی کنند و سخنان دروغ (و فتنه‌خیز به جای کلمات حق) به آن قومی که (از کبر) نزد تو نیامدند می‌رسانند؛ کلمات حق را بعد از آنکه به جای خود مقرّر گشت تغییر دهند و گویند: اگر حکم قرآن این گونه آورده شد بپذیرید و الاّ دوری گزینید. و هر کس را خدا به آزمایش و رسوایی افکند هرگز تو او را از (قهر) خدا نتوانی رهانید، آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهاشان را پاک گرداند، و آنان را در دنیا ذلّت و خواری و در آخرت عذاب بزرگ مهیّاست. [سوره مائده، آیه ۴۱]

آمده است.

امام رضا علیه السلام فرمودند: الف ، لام ، ميم.آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مى شوند و مورد آزمايش قرار نمى گيرند؟ حضرت ادامه دادند: همچنان كه طلا گداخته و آزموده مى شود، مردم آزموده مى شوند، همچنان كه طلا ناب مى شود، مردم ناب مى شوند. [الكافي : ۱/۳۷۰/۴.]

ریشه فتنه ها در کجاست؟

برای اینکه ما بتوانیم فتنه های آخرالزمان و راه نجات از آن را شناسایی کنیم باید بدانیم اساس و ریشه فتنه ها کجاست. در قرآن و احادیث منشأ و ریشه فتنه ها را به چند گروه نسبت داده شده:

۱. شیطان: در سوره اعراف آیه ۲۷ در رابطه با فریب و فتنه شیطان به انسان تذکر داده شده است.

۲. هوای نفس:

حضرت على علیه السلام فرمود: کسی که عقلش بر هوای نفس غالب باشد به رستگاری و سعادت نائل می شود، و آن کس که عقلش مغلوب تمایلات نفسانیش باشد، سرانجام رسوا و مفتضح می گردد.[مستدرک، ج ۲، ص ۲۸۷]

نمونه اى از همکارى نفس با شیطان، در جنگ نهروان ظهور پیدا کرد. امام علیه السلام بر بالاى جنازه کشتگان نهروان فرمود:بدا به حال شما! آن که شما را فریب داد، زیانتان رساند. به آن حضرت عرض کردند: اى امیرمؤمنان! چه کسى آنان را فریب داد؟ فرمود: شیطان گمراه کننده و نفس هاى فرمان دهنده به بدى، آنان را فریفته آرزوها ساخت و راه را براى نافرمانى هموار کرد. به پیروز کردنشان وعده کرد وبه آتش شان در آورد. [نهج البلاغه، حکمت ۳۲۳]

هرچه انسان نفس را خوار و خواهش هایش را لگد کوب کند، شیطان را خوار و پایمال کرده است. امام علیه السلام مى فرماید: با خواسته هاى نفس مخالفت کنید، تا برشیطان چیره شوید.

۳. رفیق و همنشین بد:

در سخنان معصومین علیهم السلام فراوان از هم نشینی با افراد فاسد نکوهش شده است. امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند: «به دقت بنگر و هر کس برای دین تو سودمند نیست با او هم نشین مشو و به او رغبت مکن چرا که هر چه [ و هر که] با خدا ارتباط نداشته باشد بقایی ندارد و عاقبت او خطرناک است و از بین خواهد رفت.» [بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۱۹۱ ح ۵]

۴. منافقین:

قرآن کریم در سوره توبه آیه ۴۷ می فرماید: «لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ» اگر آنها همراه شما (بسوی میدان جهاد) خارج می‌شدند، جز اضطراب و تردید، چیزی بر شما نمی‌افزودند؛ و بسرعت در بین شما به فتنه‌انگیزی (و ایجاد تفرقه و نفاق) می‌پرداختند؛ و در میان شما، افرادی (سست و ضعیف) هستند که به سخنان آنها کاملاً گوش فرامی‌دهند؛ و خداوند، ظالمان را می‌شناسد.

تفسیر بخش کوچکی از آیه:
«وَ لَأَوضَعُوا خِلالَكُم‌» ‌كنايه‌ ‌از‌ اينكه‌ ‌بين‌ ‌شما‌ تفرقه‌ مي اندازند و ‌شما‌ ‌را‌ ‌با‌ ‌هم‌ بدبين‌ ميكنند ‌که‌ يك‌ دسته‌ ‌از‌ ‌شما‌ ‌را‌ فريب‌ مي‌دهند و ‌از‌ لشکر مخالف‌ مي ترسانند و ‌از‌ جهاد باز ميدارند و وحدت‌ ‌شما‌ ‌را‌ ‌بر‌ ‌هم‌ ميزنند و قواي‌ ‌شما‌ ‌را‌ ضعيف‌ می كنند.

«يَبغُونَكُم‌ُ الفِتنَةَ» فتنه‌ و فساد می كنند ‌براي‌ ‌شما‌ و كفار ‌را‌ چيره‌ ميكنند ‌بر‌ ‌شما‌

«وَ فِيكُم‌ سَمّاعُون‌َ لَهُم‌» و ‌در‌ ميان‌ ‌شما‌ اشخاص‌ ضعيف‌ الايمان‌ هستند ‌که‌ گوش‌ بكلمات‌ ‌آنها‌ ميدهند و ‌براي‌ يكديگر نقل‌ ميكنند.

۵. بدعت گذاران:

در تعریف بدعت گفته اند:داخل کردن چیزى در دین که از دین نیست. احادیث زیادى در مذمت بدعت و بدعت گذارى وارد شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هر بدعتی موجب گمراهی است و هر گمراهی در میان آتش است. [عقاب الاعمال، ص ۳۰۷]

چگونه بدعت در جامعه شکل مى گیرد و به صورت سنت در مى آید؟

حضرت على علیه السلام فرمود:« چون قسمتى از حقّ و قسمتى از باطل فرا گرفته و درهم مى‏ گردد پس آنگاه شيطان بر دوستان خود تسلّط پيدا ميكند و كسانيكه لطف خدا شامل حالشان گرديده است (از اضلال و گمراهى شيطان) نجات مى‏ يابند.»[نهج البلاغه، خطبه ۵۰] مثلا در جنگ صفین، خیانت به اسم قرآن بر مردم تحمیل شد و حکومت دیکتاتورى معاویه به نام اراده خداوند برگردن مردم مستقر شد. در زمان حاضر نیز به همین صورت خیلى از بدعت ها و باطل ها به اسم دین در جامعه رسوخ پیدا کرده است. به اسم روشنگرى، به گمراهى مردم مى پردازند، به نام آزادى، بى بند وبارى در جامعه رونق مى گیرد و به نام خشونت، حق طلبى ها و فریاد دین خواهى بایکوت مى شود.

۶.شبهه گران:
قرآن کریم در سوره عمران، آیه ۷ فرموده: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ» اوست خدایی که قرآن را بر تو فرستاد که برخی از آن کتاب آیات محکم است که اصل و مرجع سایر آیات کتاب خداست و برخی دیگر متشابه است، و آنان که در دلشان میل به باطل است از پی متشابه رفته تا به تأویل کردن آن در دین راه شبهه و فتنه‌گری پدید آرند، در صورتی که تأویل آن را کسی جز خداوند و اهل دانش نداند؛ گویند: ما به همه کتاب گرویدیم که همه از جانب پروردگار ما آمده، و به این (دانش) تنها خردمندان آگاهند.

۷.دنیاگرایی:

از جمله ریشه‌های فتنه از صدر اسلام تاکنون، دنیاطلبی و دنیاگرایی بوده است. اسلام دنیا را وسیله‌ای برای عروج و رسیدن به کمال اخروی می‌داند. اسلام دنیا را مزرعه آخرت می‌داند؛ اما کفر و شرک و نفاق، دنیا را جولانگاه آرزوها و هوس‌های خویش می‌کنند و بدان ابدیت می‌دهند و آخرت را انکار می‌کنند.

مولای متقیان علیه‌السلام نیز در خطبه ۶۳ نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «دنیا خانه‌ای است که کسی در آن سالم نمانده، مگر با اعمال پاکی که در آن انجام دهد؛ و به چیزی که مخصوص آن گردد، نجات پیدا نمی‌شود. مردم در دنیا از باب امتحان، مبتلا شده‌اند؛ آنچه را از دنیا به خاطر دنیا برداشته‌اند از دستشان می‌رود و در قیامت نسبت بدان بازخواست می‌شوند؛ و آنچه از دنیا برای آخرت برگرفته‌اند بر آن وارد می‌شوند و بر آن قیام می‌کنند.»

امام علی علیه السلام می فرماید: «بدان که آغاز هر فتنه ای دوستی و محبت دنیاست. و به مال زیادهیچ کس غبطه نخور، زیرا مال بسیار مایه گناه بسیاراست به خاطر حقوق واجبه.» [اصول کافی، ج ۳، ص ۲۰۳]

فتنه های آخرالزمان

در این قسمت ما می خواهیم درباره فتنه های آخرالزمان و راه نجات از آن صحبت کنیم. اول دراین باره صحبت می کنیم که در آخرالزمان چه فتنه هایی اتفاق می افتد و سپس سراغ راه های نجات از آن می رویم.

امیرالمؤمنین علیه السلام درباره فتنه‌های آخرالزمان و بلاهای قبل از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و وضعیت روحی و اخلاقی مردم و فسادهای اجتماعی آن زمان می‌فرماید: «هنگامی که زعیم و رهبر مردم فاسق باشد، و مردم از روی ترس به کسی اکرام کنند، و اهل دنیا تعظیم شوند، و علما و حاملین قرآن سبک شمرده شوند، و تجارت مردم همراه با ربا باشد، و مردم مال ایتام را بخورند، و مساجد تعطیل شود، و جوان به دوست خود اکرام کند و به پدر خود ظلم نماید (و از او نافرمانی کند)، و روابط مردم با یکدیگر از راه باطل و حرام انجام شود، و مردم با خویشان خود قطع رابطه کنند، و کتاب خدا را با لحن‌های حرام بخوانند، و فقه را برای دین (و خدا) نخوانند، و در امانت خیانت کنند، و به اهل خیانت اعتماد کنند، و به اهل امانت خیانت نمایند، و افراد سفیه و نادان را به کار بگیرند، و صداها در مساجد بلند شود، و عبادت وسیله معاش و درآمد گردد، و درس زیاد خوانده شود و فقیه کمیاب باشد، در چنین زمانی منتظر سه بلا باشید: باد سرخ، فرو بردن زمین اهل خود را، زلزله‌ها و حوادث بزرگ دیگر» [نهج السعادة، ۳ / ۴۳۷]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: در آخر الزمان از فتنه ها ناراحت نشوید، زیرا فتنه ها منافقین شما را از بین می برند. فتنه های آخرالزمان مثل استفراغی اند که: هر آنچه برای جبهه حق ضرر دارد را بیرون می ریزند!! "تشخیص حق و باطل" هم برای کسانی که منافق نیستند؛ از آفتاب روشن تر است...

فتنه دجال در آخرالزمان

فتنه دجال یکی از بدترین و گمراه کننده ترین فتنه های آخرالزمان است و راه نجات از آن فقط بصیرت، معرفت و شناخت امام زمانمان است.

روزی امیرالمؤمنین علیه السلام به مردم فرمود: «قبل از این که مرا نیابید از هر چه می‌خواهید از من سؤال کنید، همانا علم فراوانی در سینه من جمع است و این علوم را حبیبم رسول خداصلی الله علیه وآله به من خبر داده است.»

در این هنگام صعصعة بن صوحان برخاست و گفت: یا امیرالمؤمنین! دجّال در چه زمانی قیام می‌کند؟ امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «ای صعصعه بنشین، خدا از سخن و نیّت (و مقام) تو آگاه است، (زمان آن را نمی توان گفت) و لکن علامات و نشانه‌ها و رخدادهای ناگواری که قبل از آن خواهد بود و پیاپی در یک سال واقع خواهد شد را اگر بخواهی برای تو می‌گویم.» صعصعه گفت: یا امیرالمؤمنین! سؤال من نیز از نشانه‌های دجال است.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «ای صعصعه! بیدار باش که دجال هنگامی خواهد آمد، که مردم نماز را ضایع کنند، در امانت خیانت نمایند، دروغ را حلال بشمارند، اهل ربا و رشوه باشند، ساختمان‌های بلند و باشکوهی بنا کنند، هوسرانی نمایند، دین خود را به دنیا بفروشند، ریختن خون یکدیگر را سبک بشمارند، حلم و بردباری را ضعف و ناتوانی پندارند، ظلم را فخر بدانند، امرا و فرماندهان آنان فاجر و فاسق باشند، وزرا و امنای آنان خیانت کار باشند، علمای آنان فاسق شوند، ظلم آشکار شود، طلاق فراوان گردد، مرگ ناگهانی زیاد شود، قرآن را زینت کنند، مساجد را زیور نمایند، مناره‌های مساجد بلند شود، قلب‌ها خراب گردد، عهدها و پیمان‌ها شکسته شود، آلات موسیقی و طرب به کار گرفته شود، شراب و زنا آشکار شود، خائن امین شمرده شود، امین را خیانتکار بدانند، زن‌ها از حرص به دنیا با مردها در تجارت همراه شوند، بر زین‌ها و استرها (و مرکب‌های متداول) سوار شوند، سلام را برای شناسایی انجام دهند، شاهد فضولاً شهادت بدهد، مردم لباس میش بپوشند و در باطن گرگ و درّنده باشند، قلوب مردم از هر چیز تلخی تلخ تر و از هر مرداری بدبوتر باشد، در چنین زمانی تو باید فریاد برآوری و بگویی: “نجات نجات نجات، فرار فرار فرار”، و از آن مردم فرار نمایی.» [نهج السعادة: ۳ / ۴۳۸؛ دستور معالم الحکم لإبن سلامه: ۱۰۵]

امیرالمؤمنین علیه السلام درباره دجال می‌فرماید: «ای مردم آگاه باشید که بیشتر پیروان دجال زنا زاده و اهل تاج و تجمل می‌باشند، آگاه باشید که آنان یهودی‌ها هستند، لعنت خدا بر آنان باد.»

سپس فرمود: «دجال (همانند مردم) می‌خورد و می‌آشامد و بر الاغ قرمزی سوار است و طول او شصت گام است و دید چشم او زیاد است و چشم راست او اعور و نابیناست؛ (او خود را خدای مردم معرّفی می‌کند) در حالی که خداوند اعور نیست و چیزی نمی خورد. »

سپس فرمود: «دجال به همه روی زمین قدم می‌گذارد، جز مکه و مدینه و بیت المقدس؛ در آن هنگام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد بیت المقدس می‌شود و بر مردم امامت می‌کند، و چون روز جمعه می‌رسد و نماز جمعه برپا می‌شود، عیسی بن مریم علیه السلام از آسمان نزول می‌نماید در حالی که بر تن او دو لباس قرمز و نورانی است؛ گویی از سر او روغن می‌ریزد. او مردی زیبا و اشبه به پدر شما ابراهیم خلیل الرحمان علیه السلام می‌باشد، و چون حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عیسی بن مریم را می‌بیند به او می‌فرماید: ای فرزند مریم! تو بر مردم امامت کن تا مردم به تو اقتدا کنند.

حضرت عیسی علیه السلام می‌فرماید: “این جماعت برای تو است و تو باید بر مردم امامت کنی.” پس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفجلو می‌ایستد و مردم به او اقتدا می‌کنند و عیسی علیه السلام نیز به او اقتدا می‌نماید و با او بیعت می‌کند. سپس حضرت عیسی علیه السلام حرکت می‌نماید و چون به دجال برخورد می‌نماید، به او ضربه ای می‌زند که همانند مس گداخته ذوب می‌شود، و زمین احدی از پیروان دجال را نمی پذیرد، و هر سنگی و هر درختی به پیروان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌گوید: کافری در پشت من پنهان شده؛ او را بکشید. [معجم احادیث المهدی علیه السلام: ۳ / ۱۲۴]

فتنه زن های آخرالزمان

اصبغ بن نباته گوید: از امیرالمؤمنین علیه السلام شنیدم که می‌فرمود:«در آخرالزمان زن‌هایی پیدا می‌شوند که پوشیده و عریان هستند و با آرایش بین مردم ظاهر می‌شوند، آنان از دین خارج اند و در فتنه‌ها داخل اند، علاقه به شهوات دارند، و کوشای در لذات دنیا هستند، حرام‌های خدا را حلال می‌شمارند، (از این رو، ) در جهنم و دوزخ مخلد می‌باشند. [فقیه: ۳ / ۳۹۰]

فتنه امر به معروف و نهی از منکر

امام باقر علیه السلام می‌فرماید:«در آخرالزمان مردمی خواهند آمد که با ریاکاری از همدیگر پیروی می‌کنند، آنان عالم نماها و عابدنماها و نادانان و سفیهانی هستند که امر به معروف و نهی از منکر را به بهانه ضرر ترک می‌کنند، آنان همیشه به دنبال عذر و بهانه هستند و از علما بدگویی می‌کنند، و به نماز و روزه و هر چه تزاحم با مال و جان آنان نداشته باشد رومی آورند، و اگر نماز مزاحم مسائل مربوط به جان و مال آنان باشد، آن را نیز کنار می‌گذارند همان گونه که عالی ترین و اشرف واجبات مانند امر به معروف و نهی از منکر را کنار گذاردند.»

سپس فرمود: «امر به معروف و نهی از منکر دو واجب عظیم و بزرگ است و به وسیله این دو واجب بقیه واجبات برقرار می‌ماند، و هنگامی که مردم این دو واجب را ترک کنند، غضب و خشم خدای عزوجل بر آنان مسلّم می‌شود و عذاب او آنان را می‌گیرد، و خوبان در خانه‌های فجار و صغار در خانه‌های کبار معذب خواهند بود.»

تا این که فرمود: «امر به معروف و نهی از منکر طریقه پیامبران و روش صالحان و واجب بزرگی است که به وسیله آن واجبات دیگر برقرار می‌ماند، و دیانت بین مردم امنیت پیدا می‌کند و حلیت مکاسب برقرار می‌شود، و مظالم به صاحبانش باز می‌گردد، و زمین آباد می‌شود، و حق مظلومان گرفته می‌شود و امر دین و دنیای مردم پا برجا می‌گردد.»

سپس فرمود: «شما باید با قلب و زبان در مقابل منکر انکار داشته باشید، و محکم بر صورت اهل منکر بزنید، و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت کننده ای هراس نداشته باشید، پس اگر گنهکاران با موعظه شما به راه حقّ باز گشتند باکی بر آنان نیست و گر نه به فرموده قرآن که می‌فرماید: «إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَی الَّذینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ، ایراد و مجازات بر کسانی است که به مردم ستم می‌کنند و در زمین بناحق ظلم روا می‌دارند؛ برای آنان عذاب دردناکی است! (سوره شوری، آیه 42)» شما باید با تمام وجود با آنان مبارزه کنید بدون آن که بخواهید از روی ظلم بر آنان سلطه ای پیدا کنید و یا طمعی در مال آنان داشته باشید، و همواره باید به این وظیفه عمل کنید تا آنان به طاعت خدا و امر الهی باز گردند.» [الكافي (ط – الإسلامية)، ج‌5، ص: 55‌ و الوافي، ج‌15، ص: 169.]

راه نجات از فتنه های آخرالزمان

راه رهایی از فتنه های آخرالزمان

تمسک به کتاب خدا و اهل بیت علیهم السلام

رسول خدا صلی الله علیه وآله در پایان خطبه خود در سال حجة الوداع در کنار کعبه، پس از بیان نشانه‌های مردم آخرالزمان و فتنه‌هایی که در آن زمان رخ می‌دهد، راه نجات و سلامت دین مردم را در پیروی از قرآن و اهل بیت خود بیان نمود و فرمود:

«مَعاشِرَ النَّاسِ! إِنِّی راحِلٌ عَنْ قَرِیبٍ وَ مُنْطَلِقٌ إِلَی الْمَغِیبِ، فَأُوَدِّعُکُمْ وَ أُوصِیکُمْ بِوَصِیَّةٍ فَاحْفَظُوها، إِنِّی تارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی، إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً، مَعاشِرَ النَّاسِ! إِنِّی مُنْذِرٌ وَ عَلِیٌّ هادٍ، وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ، وَ الْحَمْدُ للَّهِ ِ رَبِّ الْعالَمِینَ.» [وسائل الشیعه: 15 / 348 و ج 11 / 276، مستدرک الوسائل: 11 / 371]

یعنی: «ای مردم! من در این نزدیکی به عالم غیب رحلت خواهم نمود، اکنون با شما خداحافظی می‌کنم و شما را به وصیتی توصیه می‌کنم که باید در انجام آن حرمت مرا حفظ کنید (و هرگز از آن تخلف ننمایید)، همانا من دو چیز بزرگ را بین شما باقی می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیت خود را، اگر شما به این دو چیز تمسک جویید و از آنها پیروی کنید هرگز گمراه نخواهید شد. ای مردم! (همان گونه که خداوند می‌فرماید: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ») من منذر هستم و علی هادی می‌باشد و عاقبت نیک برای متقین است و حمد و ستایش مخصوص خدای رب العالمین می‌باشد.»

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:«ای مردم! امواج فتنه را به وسیله کشتی‌های نجات بشکافید، (و خود را نجات بدهید).[همان / 148]

مقصود آن حضرت از کشتی‌های نجات، عترت و اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه وآله می‌باشد؛ چرا که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَ فِیها نَجا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرِقَ وَ هَوی. » [بحارالانوار، ص۲۳، ج۱۰۵]

یعنی: «مَثَل اهل بیت من مَثَل کشتی نوح است که هر کس در آن قرار گرفت نجات یافت و هر کس از آن تخلف نمود هلاک گردید (گرچه فرزند حضرت نوح بود). »

امام سجاد علیه السلام فرمود: «لَتَأْتِیَنَّ فِتَنٌ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ، لا یَنْجُو مِنْها إِلّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَهُ أُولَئِکَ مَصابِیحُ الْهُدی وَ یَنابِیعُ الْعِلْمِ یُنْجِیهِمُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ فِتْنَةٍ مُظْلِمَةٍ.» [همان / 122]

یعنی: «برای شما فتنه‌هایی همانند شب تاریک رخ خواهد داد و در آن فتنه‌ها برای کسی راه نجات نخواهد بود مگر آنان که خداوند میثاق بندگی از آنان گرفته باشد، و آنان چشمه‌های علم و دانش و چراغ هدایت هستند و خداوند آنان را از هر فتنه تاریکی نجات خواهد داد.»

دعا به درگاه خداوند

ذکر خداوند در تمام‌ لحظات‌ خوشی‌ و ناخوشی و خواندن او در سختی و آسایش و تضرع‌ به‌ درگاه‌ او‌ از آموزه‌های دین ماست. قرآن، دعا را مایه توجه خداوند به انسان دانسته و می‌فرماید:

قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ، ای پیامبر بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى‌كند. [سوره فرقان، آیه 77]

امامان ما علیهم السلام هم به ما دعا هایی یاد داده اند تا منجی ما در آخرالزمان باشند، امام صادق علیه السلام درباره نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان فرموده است:

به‌ زودی‌ شبهه‌ای به شما می‌رسد و در آن بی نشانه آشکار و بدون امام هدایت بمانید. و کسی از آن شبهه نجات نمی‌یابد مگر آن که خدا را به‌ دعای‌ غریق بخواند.

عبد الله بن سنان از امام سؤال می‌کند دعای غریق چگونه است؟

حضرت می‌فرماید: می‌گویی: “یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی‌ دینك‌.” [صدوق، 1395: ج2، 352]

نقش دعا در‌ رهایی انسان از فتنه‌های گمراه کننده تا آنجاست که امام حسن عسکری علیه السلام فرموده است:

او غیبتی طولانی خواهد داشت كه هیچ كس در‌ آن‌ نجات نمی یابد مگر كسی كه خدای تعالی او را در اعتقاد بـه امامت ثابت بدارد و در دعاء به تعجیل فرج موفق سازد. [صدوق، 1395: ج2، 384، ح1]

از آنجا كه معرفت امام بنیان دیانت و دینداری است و در تهاجم‌ فتنه‌ها‌ این‌ اعتقادات انسان و دین اوست كه هدف قرار می‌گیرد طلب معرفت‌ امام از مهم‌ترین دعاها در زمان غیبت است. به همین دلیـل وقـتی امام صادق علیه السلام از غیبت امام زمان‌ عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن‌ می‌گوید‌ و به شك و تردید بسیاری از مردم نسبت به وجود آن حضرت‌ اشاره‌ می‌كند و زراره صحابی گرانقدر آن حضرت می‌پرسد اگـر مـن آن زمان را درك كردم چه كنم؟

امام‌ علیه السلام می‌فرماید‌: اگر‌ آن زمان را درك كردی این دعا را بخوان:

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ، لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ دينى. [کلینی، 1407‌: ج1، 337‌، ح5]

(ترجمه دعا: خدایا خود را به من بشناسان، زیرا اگر خود را به من نشناسانی فرستاده‌ات را نشناخته‌ام، خدایا فرستاده‌ات را به من بشناسان، زیرا اگر فرستاده‌ات را به من نشناسانی حجّتت را نشناخته‌ام، خدایا حجّتت را به من بشناسان، زیرا اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه می‌شوم.)

بصیرت

قرآن‌ ما‌ را به نقش کلیدی علم و دانش در‌ برخورداری‌ از بصیرت و تشخیص حق از باطل رهنمون می‌سازد؛ آنجا که می‌فرماید:

أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ ۚ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ، آیا مسلمانی که به یقین می‌داند که این قرآن به حق از جانب خدا بر تو نازل شده است با کافر نابینای جاهل یکسان است؟ تنها عاقلان متذکر این حقیقتند. [سوره رعد، آیه 19]

در این آیه علم‌ و باور داشتن به حق بودن‌ قرآن‌ بیانگر برخورداری از بصیرت است‌. زیرا‌ این گروه در مقابل کسانی قرار گرفته‌اند که به خاطر عدم تشخیص حق‌، به‌ نابینایی و عماء توصیف شده‌اند.

پیامبر صل الله عليه و آله و سلم می‌فرماید:« فتنه‌ و آشوب‌های منحرف بیاید‌ و آدمیان‌ را در هم شكند و دانشمند به كمك دانش خود از آن رهایی یابد.» [انـصاری قـمی‌، 1388‌: 103‌، ح762‌]

و در جای دیگر می فرماید: «در آیـنده فتنه‌هایی پیش خواهد آمد كه آدمی صبح خود را با ایمان آغاز می‌كند و شب به كفر می‌رسد مگر كسی كه خداوند او را به‌ دانش و آگاهی زنده كرده باشد.» [هـمو‌: 344‌، ح2857]

اما این چه علمی است كه انـسان در پرتو نور آن می‌تواند حق را تشخیص دهد؟ و صاحب آن از سـقوط در فـتنه‌ها در امـان می‌ماند؟ روایتی كه‌ از‌ پیامبر صل الله عليه وآله نقل شده می‌تواند پاسخی به این سؤال باشد.

امام موسی كاظم علیه السلام می‌فرماید:

رسول خدا صل الله عليه وآله وارد مسجد شد ديد جماعتى گرد مردى را گرفته‏ اند فرمود: چه خبر است؟ گفتند: علامه‏ اى است. فرمود: علامه يعنى چه؟ گفتند: داناترين مردم است به دودمان عرب و حوادث ايشان و به روزگار جاهليت و اشعار عربى. پيغمبر فرمود: اينها علمى است كه نادانش را زيانى ندهد و عالمش را سودى نبخشد. سپس فرمود: همانا علم سه چيز است: آيه محكم، فريضه عادله، سنت پابرجا، و غير از اين فضل است. [کلینی، 1407: ج1، 32]

امام صادق علیه السلام به یكی از صحابه خود فرمود:

اگر علم صحیح می‌خواهی‌ فقط‌ نزد‌ ما اهل بیت است. زیرا ما آن اهل الذكر هستیم كه خداوند فرموده اگر نمی‌دانید‌ از‌ اهل ذكر بپرسید. [بـنی هـاشمی، 1375: 222 به نقل از وسـائل الشـیعه]

پرهیز از شك و تردید

شك و تردید بدترین آفتی كه ایمان و یقین انسان‌ را‌ تهدید‌ می‌كند. امام علی علیه السلام در نـهج البلاغه از گروهی‌ یاد‌ می‌كند كه با وجود تسلیم در مقابل حق از بصیرت لازم برخوردار نبوده و در نتیجه بـه مـحض مواجهه‌ با‌ شبهات‌ دچار شك و تردید می‌شوند:

«يا گروهی که تسليم حاملان حق مي باشند اما ژرف انديشی لازم را در شناخت حقيقت ندارند. که با اولين شبهه‌اي شک و ترديد در دلشان ريشه می زند.[نهج البلاغه، حکمت 147]»

بـه همین دلیل امام علیه السلام در فرازی انسان‌ را‌ از‌ شك و تردید نهی می‌كند: تردید‌ نكنید كه بـه شك می افتید و به شك نیفتید كه كافر می شوید.

مـنظور از شك در اینجا شك در معرفت است‌؛ شكی‌ که عدم پذیرش و عدم تسلیم در مقابل آن را به دنبال دارد و می‌تواند مرتبه‌ای از‌ كفر‌ باشد. همین نهی مـی‌رساند كه این تردید و دو دلی در اختیار انسان است نه‌ خارج‌ از‌ اختیار او و شكی اسـت پس از روشن شدن حقیقت برای انسان.

امام‌ صادق‌ علیه السلام می‌فرمود: «به خدا سوگند امام شما سال‌ها از روزگارتان را غیبت خواهد كرد و شما چندان آزمایش می‌شوید تا جایی‌ كه عده‌ای گویند او مرده، كشته شده و گرنه به كدام وادی رهسپار شده؟ و دیدگان اهل ایمان بر او خواهند گریست و شما مانند كشتی‌ها كه در امواج دریا واژگون شوند، واژگون‌ می‌شوید‌ و نجات نمی‌یابد مگر كسی كه خداوند از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت نموده و او را به وسیله روحی از جانب خود یاری داده باشد.» [کلینی، 1407، ج1، 336، ح3]

بنابراین در‌ مواجهه‌ با انواع شبهات و اقسام افكار و عقاید انحرافی در زمان غیبت و به خصوص هنگامی كه حوادثی در جامعه پدید می‌آید كه در آن حق‌ به‌ باطل تشبیه و باطل به حق‌ شباهت‌ پیدا می‌كند؛ آن‌چه می‌تواند انسان را از سقوط در فتنه‌ها حفظ كند برخورداری از بصیرت و ایستادگی بر حـقایق ایـمان است. و لازمه بصیرت پرهیز از‌ شك‌ و تردید نسبت به معارفی‌ است‌ كه شخص به دست آورده است.

خلاصه سخن این است که در آخرالزمان و دوران غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فتنه‌های کور و خطرناکی رخ می‌دهد و نجات و سلامت از آنها جز با تمسک به قرآن و اهل بیت علیهم السلام و تقوا و بصیرت و تقید به دین و پرهیز از شبهات و استمداد از خداوند و توسل به اولیای او و توجه به سخنان آنان در رابطه با آخرالزمان و دوران غیبت کبرا امکان پذیر نیست.

آیا می دانستید خداوند در قرآن کریم بار ها به مسئله مهدویت اشاره کرده است؟ برای خواندن مقاله مهدویت در قرآن اینجا کلیک کنید.

برای یافتن احادیث بیشتر درباره فتنه های آخر الزمان، مهدویت و… ابنجا کلیک کنید (کتابخانه احادیث شیعه).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.