Get Adobe Flash player

دسترسی سریع

آخرین دیدگاه ها

  • 02.01.1395 00:28
    تشکر ویژه از نگارنده مطلب اجرتان با ولی عصر(عج)

    ادامه مطلب ..و

     
  • 05.12.1394 05:50
    سلام خسته نباشید واقعا عالی بود زیباترین شعری بود که تا حالا گوش دادم در پناه امام زمان باشید ان شالله ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • 29.11.1394 06:47
    لبیک یا سیدنا...

    ادامه مطلب ..و

     
  • 29.11.1394 06:45
    شهیدان را شهیدان می شناسند...

    ادامه مطلب ..و

     
  • 29.11.1394 06:44
    زیبا بود

    ادامه مطلب ..و

     
  • 25.11.1394 20:52
    جشنواره نرم افزارهای موبایل ایران - 1394 شما می توانید با ورود به لینک زیر، در صورت تمایل و رضایت از ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • 07.11.1394 17:47
    سلام. وقتی روی صفحه اصلی بودم واقعا نیت کردم و به این صفخه اومدم. وقتی متن رو خوندم پشت مانیتور گریه ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • 06.11.1394 19:58
    سلام نظرات رو میخواندم خیلی مشتاقم تا بتده هم در لیست ایمیل های شما قرار بگیرم با تشکر

    ادامه مطلب ..و

     
  • 06.11.1394 19:50
    سلام مطالبتونعالیه اجرکم عندالله خیلی دوست دارم منم جزو کانون تونئ بشم منم از فارغالتحصیلان همین ...

    ادامه مطلب ..و

عضویت در خبرنامه

لطفا برای اطلاع از آخرین مطالب سایت ایمیل خودتان را وارد کنید.

دست او در دست توست.

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

ستارگان منتظر/ علاّمه حلّی در شب جمعه به تنهایی به زیارت سیّد الشهداء (علیه السلام) می رفت، در حالی كه بر الاغی سوار بود و تازیانه ای در دست مبارك داشت. در اثنای راه، شخص عربی پیاده به همراه علاّمه راه افتاد و با هم به مكالمه مشغول شدند. چون قدری با هم سخن گفتند، بر علاّمه معلوم شد كه این شخص مرد فاضلی است.

 

 

 

پس در مسائل علمی با هم صحبت نمودند و علاّمه فهمید كه آن شخص، صاحب علم وفضیلتِ بسیار ومتبحّر درعلوم است. لذامشكلاتی راكه برای او در علوم مانده بود، یك به یك از آن شخص سؤال می كرد و او حلّ می نمود تا این كه سخن در مسئله ای واقع شد و آن شخص فتوایی گفت. علاّمه منكر آن شد و گفت: حدیثی بر طبق این فتوا نداریم.

 

آن مرد گفت: شیخ طوسی در تهذیب حدیثی در این باب ذكر كرده است. شما از كتاب تهذیب فلان مقدار از اوّل بشمارید كه در فلان صفحه و فلان سطر، این حدیث مذكور است.
علاّمه در حیرت شد كه این شخص كیست؟ پس از آن مرد پرسید: «آیا در زمان غیبت كبری می توان حضرت صاحب الامر (علیه السلام) را دید یا نه؟»

 

در این هنگام تازیانه از دست علاّمه افتاد. آن حضرت خم شد و تازیانه را از زمین برگرفت و در میان دست علاّمه گذاشت و فرمود: «چگونه صاحب الزمان را نمی توان دید و حال آن كه دست او در میان دست توست؟!»

 

علاّمه بی اختیار خود را از مركب به زمین انداخت كه پای آن حضرت را ببوسد. پس غش نمود و چون به هوش آمد، كسی را ندید و پس از آن كه به خانه بازگشت، رجوع به كتاب تهذیب نمود و آن حدیث را در همان ورق و همان صفحه و همان سطر كه آن حضرت نشان داده بودند، یافت.

 

علاّمه به خطّ خود در حاشیه كتاب تهذیب در آن مقام نوشت: این حدیث را حضرت صاحب الامر (علیه السلام) با ذكر صفحه و سطر و محلّ آن، نشان دادند».
مرحوم تنكابنی (رحمه الله) می گوید كه آخوند لاهیجی می گفت: «من همان كتاب را دیدم و در حاشیه آن حدیث، خطّ علاّمه را مشاهده كردم كه به مضمون سابق بود». [1] .

 

....................................................................

[1] عنایات حضرت مهدی (علیه السلام)، ص 56، به نقل از قصص العلماء، ص 359.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی