Get Adobe Flash player

دسترسی سریع

آخرین دیدگاه ها

  • 02.01.1395 00:28
    تشکر ویژه از نگارنده مطلب اجرتان با ولی عصر(عج)

    ادامه مطلب ..و

     
  • 05.12.1394 05:50
    سلام خسته نباشید واقعا عالی بود زیباترین شعری بود که تا حالا گوش دادم در پناه امام زمان باشید ان شالله ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • 29.11.1394 06:47
    لبیک یا سیدنا...

    ادامه مطلب ..و

     
  • 29.11.1394 06:45
    شهیدان را شهیدان می شناسند...

    ادامه مطلب ..و

     
  • 29.11.1394 06:44
    زیبا بود

    ادامه مطلب ..و

     
  • 25.11.1394 20:52
    جشنواره نرم افزارهای موبایل ایران - 1394 شما می توانید با ورود به لینک زیر، در صورت تمایل و رضایت از ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • 07.11.1394 17:47
    سلام. وقتی روی صفحه اصلی بودم واقعا نیت کردم و به این صفخه اومدم. وقتی متن رو خوندم پشت مانیتور گریه ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • 06.11.1394 19:58
    سلام نظرات رو میخواندم خیلی مشتاقم تا بتده هم در لیست ایمیل های شما قرار بگیرم با تشکر

    ادامه مطلب ..و

     
  • 06.11.1394 19:50
    سلام مطالبتونعالیه اجرکم عندالله خیلی دوست دارم منم جزو کانون تونئ بشم منم از فارغالتحصیلان همین ...

    ادامه مطلب ..و

عضویت در خبرنامه

لطفا برای اطلاع از آخرین مطالب سایت ایمیل خودتان را وارد کنید.

روز تجدید عهد

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 
ویژه/ روزهای ابتدای خلقت بود. بشر که روح خداوندی در او دمیده شد و جانی الهی گرفت، مورد سوال واقع شد: «أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ: آیا من پرودگارتان نیستم؟»(1) آدم عقل داشت و اختیار، و پاسخش آشکار بود: «قالُوا بَلی: گفتند آری، گواهی میدهیم».(2) و این عهد و میثاق، تا قیام قیامت، بر گردن بشر ماند و شد مسئولیت او.
ولی او «انسان» نام گرفت، فراموشکار شد و مبتلا به نسیان. پایش که به بهشت رسید، از یاد برد عهد و پیمانش را با آفریدگار هستی بخش. عهدی که تمام آدمیان بر گردن گرفتند، اولین بار همان جا نقض شد. انسان عصیان کرد و میوه‌ی ممنوعه را چشید. مجازاتش شد هبوط به کره خاکی. تازه آن لحظه بود که یاد «عهد الست» افتاد و پشیمان به درگاه خداوند بازگشت و عهدش را تازه کرد.(3)


عهدی که مضمونش از زبان امام باقر (علیه السلام) اینچنین بیان شده است: «خداوند پس از اقرار گرفتن از بندگان درباره ی خدای عزّوجل، آنها را به اقرار به پیغمبران دعوت کرد. برخی اقرار کردند و برخی انکار ورزیدند. آنگاه به ولایت ما دعوتشان فرمود.»(4)

داستان عهد شکستن و عهد فراموش کردن ادامه پیدا کرد. می گویند: «به پیمان های خود وفادار باشید، زیرا از پیمان ها سؤال خواهد شد.»(5) یاد خودم می افتم و هزاران باری که عهد بستم و شکستم. یاد روزهایی که خواستم خوب باشم و خوب بمانم و فرداهایی که خوب بودن را از یاد بردم و بنده ی نفسم شدم. درست است عهدی را که در ازل با آفریدگارمان بستیم فراموش کرده ایم و بهانه پشت بهانه می آوریم که از کجا معلوم و چنین و چنان... امّا همین عهدهای ریز و درشتمان را که بارها بستیم و شکستیم را چگونه کتمان کنیم؟

ما انسانها گاه به طور عمدی و گاه از روی فراموشی میثاق بزرگمان را زیر پا می گذاریم، گناه می کنیم و نافرمانی، جنگ راه می اندازیم و کشتار و غارت و تجاوز، خوب یادمان رفته که برای چه خلق شدیم و روح الهی درونمان چه مقامی می تواند داشته باشد؛ امّا خدایمان مهربان و صبور است، هزاران سال است که به ما مهلت داده و هزاران معلم برایمان مبعوث کرده است. اما فراموشی آنقدر بالا گرفته است که پدری مهربان را سالها پشت درهای بسته نگه داشته ایم. عهد را فراموش کرده ایم و با تمام قوا تیشه به ریشه ی انسانیت خودمان زده ایم. حتی «عهد ولایت» را همان روزهای اول از یاد بردیم. «عهد، پیمانی است که پیامبر از مردم اخذ کرد در مودّت ما اهل بیت و اطاعت از امیرالمؤمنین و اینکه با او مخالفت نکنند و هم از او سبقت نگیرند و پیوند خویشی او را قطع نکنند و به آنها اعلام کرد که از آنها دربارة این عهد پرسیده می شود.»(6) «آن عهد معهودی که بر آدم نهاده شد و بر آن مسئول بود در روز غدیر که روز کمال دین بود عهد ولایت بود »(7)

امّا نم نمک صدای پای آخرین معلم به گوش می رسد. مهلت هزاران ساله رو به اتمام است و عهد بشر سخت سست شده. طوفان بزرگ در راه است و فرصت تجدید عهد کوتاه. همین روزهاست که غربال شویم، فراموشکاران عاصی، دسته دسته به گرداب هلاکت کشانده شوند و خوبان وفادار، گرد آخرین منجی بشر باقی بمانند.
آن روز که برسد دیگر بازگشت و تجدید عهد سودی ندارد. ایمان نفعی نمی بخشد و انسان، در همان راهی که از قبل بوده باقی می ماند. پس بدا به حال فراموشکاران معاند. «روزی که ایمان آوردن کسی به حالش سودی ندارد، اگر از قبل از آن ایمان نیاورده باشد یا در ایمانش سود و خیری نبوده باشد».(8)

اما هنوز هم می شود گذشته را جبران کرد، می توان با خوبی بیعتی دوباره بست و راه کج گذشته را از ابتدا در مسیر صحیحش پیمود. همتی نیاز است قوی و توسلی عاجزانه، توبه ای حقیقی و عملکردی خالصانه. با امید به پایبندی بر سر پیمان و دستگیری منجی مهربان.

پی نوشت:
1 و 2.  آیه 127 سوره اعراف.
3. آیه 37 سوره بقره: پس (از مدتی استقرار در زمین) آدم از جانب پروردگارش کلماتی را دریافت کرد (به او القاء توبه شد و یا در ضمن اسماء تعلیم شده توبه به او الهام گردید و توبه نمود) پس خدا هم بر او عطف توجه نمود و توبه او را پذیرفت که او بسیار عطوف و توبه پذیر و مهربان است.
4. اصول کافی، ج 3، ص 16.
5. آیه 34 سوره اسراء.
6. امام موسی کاظم (ع)؛ بحارالانوار، ج24، ص187.
7. امام علی (ع)؛ همان، ج37، ص164.
8. بخشی از زیارت آل یس.

 پژواک

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی